این روش یک مداخله روان‌شناختی مبتنی بر شواهد است که راهبردهای پذیرش و ذهن آگاهی (mindfulness)  را به شیوه های مختلفی با راهبرد های تعهد و تغییر رفتار در می‌آمیزد. در این رویکرد، پذیرش، صرفا تحمل نیست بلکه پذیرفتن غیرقضاوتی تجربه در زمان حال است. بر تغییر دادن محتوای افکار مراجع تاکید کمی می شود و درعوض تاکید بر پذیرش (آگاهی غیرقضاوتی) شناخت ها است. تأکید بر ارزش ها، بخشش، پذیرش، شفقت، زیستن در زمان حال و دستیابی به حسی متعالی از خویشتن، ایجاد یک زندگی غنی و پرمعنا در حالی است که فرد رنج ناگزیر موجود در آن را بپذیرد. هدف این است که افراد بیاموزند وقایع درونی‌شان، مخصوصاً آن‌هایی را که ناخواسته‌اند، قضاوت نکنند، انکار نکنند و آن را بپذیرند. این روش فرد را یاری می‌کند تا حس خوب نسبت به خود داشته باشد. هدف و کاربردش آن است که به مراجع کمک کند تا ارزش‌های زندگی اش را مشخص کند و بر اساس آن‌ها اقدام به عمل کند. در درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی و همچینن برخی از اختلالات شخصیتی بخصوص اختلال شخصیت مرزی موثر است و آن را می توان به عنوان درمانی اصلی و یا درمانی مکمل برای پیشگیری از عود اختلالات روانشناختی بکار برد.