همانطور که از اسم این رویکرد پیداست، تمرکز آن بر رفتار است. از دیدگاه رویکرد رفتاری، ما حاصل محیط و آنچه یاد گرفته‌ایم هستیم. بنابراین، برای تغییر رفتار، نیاز به تغییر یادگیری یا ایجاد یادگیری جدید داریم. مهم‌ترین ایراد وارد شده به رویکرد رفتاری این است که پیچیدگی رفتار انسان را دست کم می‌گیرد و ذهن را کنار می‌گذارد. فرض بنیادی این است که افراد توانایی تغییر رفتار خودگردان را دارند و عامل تغییر هستند و فرض می کند که تغییر می تواند بدون بینش یافتن نسبت به پویش های زیربنایی و بدون آگاهی از منشا مشکل روانی، صورت گیرد. تکالیف خانگی و درمان هدف مدار بخش اصلی این رویکرد هستند. روش هایی مثل حساسیت زدایی منظم، آرمیدگی عضلانی (ریلکسیشن) و غرقه سازی از جمله درمان های رفتاری هستند.