روانکاوی کلاسیک که روانکاوی فرویدی هم نامیده می شود، بر این فرض اساسی استوار است که بیشتر فعالیت‌های ذهنی و پردازش آن‌ها در ناخودآگاه رخ می‌دهد. هدف درمان روانکاوی، افزایش دادن عملکرد انطباقی است که کاهش نشانه ها و حل تعارض ها را شامل می شود. روانکاوان کلاسیک معمولا موضع خنثی در درمان دارند تا باعث راه اندازی پاسخ های انتقالی مراجع روی آنها شده و تحلیل انتقال ها به کسب بینش در مراجع بینجامد. جذابیت اصلی این روش غیرقضاوتی بودن، آزادانه و خودانگیخته بودن جلسات، رسیدن به بینش در مورد ریشه‌های مشکل، آگاهی از ناخودآگاه و به عبارتی کشف خود است.

فروید، پایه‌گذار و پدر علم روانکاوی در روند درمان از ابزارهایی چون تداعی آزاد، تفسیر و تحلیل رویا، مقاومت، انتقال، لغزش‌های کلامی، فراموشی‌ها و … برای نزدیک کردن فرد به ناخودآگاه استفاده می‌کرد. امروزه هم در روانکاوی کلاسیک درمانگران از همین اصول و روش‌ها استفاده می‌کنند.

درمان روانکاوی درمانی طولانی مدت با شیب ملایم و در عین حال عمیق است که ممکن است چندین سال به طول بیانجامد. روانکاوان معتقدند همانطور که روان انسان‌ها طی سال‌های متمادی شکل گرفته است، طی چندین سال نیز ممکن است دچار تغییراتی عمیق و پایدار شود. اگر شخصی به دلیل مشکلی خاص و حاد و به اصطلاح امروزی اورژانسی (برای مثال کسی که با طلاق احتمالی رو به روست) می‌خواهد از درمانگر، کمک و مشاوره بگیرد، این شیوه درمانی در آن برهه زمانی به وی توصیه نمی‌گردد.