متغیرهای مهم درتعامل والد-کودک

متغیرهای مهم درتعامل والد-کودک

رابطه ی والد- کودک نوع خاصی از رابطه ی اجتماعی است که طرفین آن از نظر هیجانها، اهداف و نیازها با هم پیوند نزدیکی دارند و هر دوطرف عمیقا تحت تاثیر رابطه ی والد- کودک و کیفیت آن هستند. کیفیت این تعامل نقش بسیار اساسی در شکل گیری شخصیت کودک و چگونگی رشد و تحول او دارد.

تعامل والد-کودک مجموعه ای از رفتارهای قابل مشاهده است که شاخصی برای شکل گیری یک پیوند هیجانی یا یک دلبستگی ایمن به حساب می آید. این تعاملات بسته به سن کودک متفاوت هستند و با پاسخهای مثبت از سوی کودک ارتباط دارند. در نوزادی دلجویی کردن و نوازش کودک زمانی که گریه می کند، مثالی است از تعامل والد-کودک. در یک ماهگی صحبت کردن و خندیدن به کودک و با صدا توجه او را جلب کردن مثالی دیگر از تعامل والد-کودک است؛ و در یک سالگی خواندن کتاب و بازی با کودک بااستفاده از اسباب بازی های متناسب با سنش نمونه هایی از هزاران الگوی تعامل والد-کودک هستند که متناسب با سن کودک تغییر می کنند.

مطالعات پیشین برخی از حوزه ها در کودک که تحت تأثیر این تعاملات قرار می گیرند را برشمرده اند، ازجمله کفایت شناختی، کنترل و بازدارندگی، توانایی درگیر شدن در بازی های نمادین، رشد زبانی، همکاری سازنده با والدین، سازگاری با مدرسه، رشد اجتماعی و شناختی در دوران کودکی دوم، پیشرفت ریاضی و خواندن در دبستان، و مشکلات جسمی و روانی مختلف. از این رو، همواره این سوال مطرح بوده است که کدام مؤلفه های تعامل والد کودک باعث چنین اثراتی روی رشد کودک می گردد.

حساسیت

حساسیت را این گونه تعریف کرده اند: ” توانایی والد برای ادراک و تفسیر دقیق علامت ها و ارتباط های نهفته در رفتار کودک، و دادن پاسخ متناسب و شایسته به آنها براساس این درک”. اولین بار اینورث و همکارانش (۱۹۷۸) به ارتباط قوی میان این مؤلفه و دلبستگی ایمن کودک در سالهای بعد دست یافتند.

حساسیت والدین به ویژه مادر نسبت به کودک علاوه بر اثر روی دلبستگی ایمن، روی سایر حوزه های رشدی کودک مؤثر نشان داده شده است از جمله مهارت حل مسأله در سن پیش دبستان و ندادن پاسخ های پرخاشگرانه به تهاجم های فرضی، خودکنترلی بالاتر، سازگاری بیشتر و رفتارهای مشکل دار کمتر در کودکان، رشد شناختی و اجتماعی بهتر در کودکی دوم و سازگاری بهتر در نوجوانی. همچنین پیش بینی کننده اضطراب جدایی کودکان نیز نشان داده شده است.

بنابراین به علائمی که کودک برای برقراری ارتباط مخابره می کند، حساس باشید و آنها را دست کم نگیرید. هر رفتار یا گفتار کودک می تواند نشانه ای از تعامل مستقیم یا غیرمستقیم باشد که باید جدی گرفته شود.

بازخورد والدینی

بازخورد والدین فراهم کننده ی اطلاعات برای کودک در مورد مناسب بودن رفتارهایش است و اینکه آیا تلاش ها و برآیندهای کودک انتظارات والدین را برآورده می سازند یا خیر. این بازخوردها می توانند به چندین شکل باشند شامل عبارات ارزیابانه مثبت، عبارات ارزیابانه منفی، و عبارات اصلاحی. نوع بازخوردی که کودک از والدین دریافت می کند روی حوزه های مختلف رشد تأثیر میگذارد. بازخورد مثبت و اصلاحی مادر با تحمل رویارویی با مشکلات در کودک و احساس شرم کمتر بعد از شکست، رابطه نشان داده است. برعکس، بازخورد منفی مادر با احساس شرم پس از شکست و احساس افتخار کمتر بدنبال موفقیت ارتباط داشته است. همچنین بازخورد منفی مادر به شکست کودک می تواند پیش بینی کننده ی سبک شناختی منفی و آسیب پذیری بیشتر کودک نسبت به افسردگی باشد.

بنابراین مراقب بازخوردهایی که به کودک تان می دهید، باشید. این بازخوردها نگاه مثبت یا منفی وی به خود، دیگران و آینده را شکل خواهد داد.

توجه توام

توجه مشارکتی یا توام به توانایی کودک برای هماهنگ کردن توجهش با یک شریک اجتماعی روی یک چیز یا موقعیت اشاره دارد. برای این منظور والد باید توجهش را به توجه کودک گره بزند و او را همراهی کند. چند روش برای حضور توجه دوتایی، وجود دارد و فرق عمده ای میان دو مقوله “تعویض جریان توجه” در مقابل “تعقیب توجه” باید قائل شد. اولی که در آن مراقبین درطول تعامل، فعالانه بدنبال تعویض جریان توجه متمرکز کودک هستند، به نظر می رسد بیشتر برای کودکان زیر شش ماه مفید باشد، چون به طور کلی کودکان در این سنین منفعل هستند و کمتر تعاملات با مراقبین شان را تقلید یا مدیریت می کنند. تعقیب توجه نیز که در آن مراقبین توجه متمرکز کودک را دنبال می کنند، برای کودکان سنین بالاتر مفیدتر نشان داده شده است. کودکان مادرانی که این مسیر رشدی را بهتر درک کرده و دنبال می کنند (یعنی تا شش ماهگی در تعامل شان با کودک، رویکرد تعویض جریان توجه دارند و از آن به بعد بیشتر بر تعقیب توجه تکیه می کنند) نمرات بالاتری در رشد زبانی، رفتار سازگارانه و هوش کلی بدست آورده اند. در زمینه رشد اجتماعی، کودکانی که توجه توأم بیشتر و پایدارتر دریافت می کنند، کفایت اجتماعی بیشتر و رفتارهای پرخاشگرانه ی کمتر، راهکارهای تنظیم هیجان فعالتر و توانایی بیشتر برای تحمل به تأخیر افتادن خواسته ها نشان می دهند.

هم آهنگی

کودک نیاز دارد از سوی مراقبش به شکل فعال شنیده شود و از احساساتش بازخورد عاطفی مناسب دریافت کند. در اینصورت حالت ذهنی او اعتبار می یابد و کودک احساس می کند که دیده شده است و به عنوان یک شخص ارزشمند است. او یاد می گیرد که احساساتش را بشناسد و اعتماد به نفسش افزایش می یابد و صمیمیت عاطفی مطلوبی در او شکل میگیرد. وقتی احساسات و یا ذهن کودک دیده نمی شود، او احساس حقارت و بی ارزشی میکند. هم آهنگی میان مراقب و کودک باعث خودتنظیمی هیجانی میشود. برای مثال کودک نیازی دارد، ناراحتی را تجربه می کند، مراقب حساس و هم آهنگ او این ناراحتی را درک می کند، نیاز کودک را برآورده می سازد و ناراحتی رفع می شود. در اینصورت کودک می تواند  شروع به تحمل میزانی از ناراحتی و آشفتگی کند و ظرفیت هیجانی او افزایش یافته و کمتر بیقرار و تکانشی می شود.

ذهنی سازی و عملکرد بازتابی

ذهنی سازی به معنای توانایی درک رفتار خود یا دیگری ازلحاظ زیربنای آن مانند فکرها، احساسات، اعتقادات، آرزوها و نیت ها است. فرایند معنادهی به حالتهای درونی در هر دو حوزه ی درون فردی و بین فردی، ضروری است. در حوزه ی درون فردی، ذهنی سازی ابزاری برای کشف و بیان تجربه های شخصی است و منجر به ایجاد و رشد توانایی‌های ضروری برای تنظیم هیجانات خود و تنظیم روابط با دیگران می‌شود. در حوزه ی بین فردی، ذهنی‌سازی شخص را قادر به ارتباط با خویشتن و دیگران و تفسیر دیگران برای خود می‌کند. بنابراین ذهنی‌سازی برای روابط اجتماعی سازنده، حیاتی است.

ذهنی‌سازی والدانه عبارتست از توانایی والد برای تفکر در تجارب فرزندش و همچنین وقوف بر تجارب خود به عنوان والد. می‌توان از نتایج و فواید ذهنی‌سازی والدانه این را عنوان کرد که به طور کلی ذهنی سازی والدانه‌ی دقیق و مناسب، توانایی ذهنی‌سازی در کودک را بر می‌انگیزد و بنابراین برای رشد اجتماعی شناختی او بسیار مهم است. یافته‌های تجربی به طور منسجم نشانگر اثر مثبت ذهنی‌سازی والدین بر رشد و تحول کودک، ایمن بودن دلبستگی، عملکرد اجتماعی ـ شناختی، توانایی ذهنی‌سازی، خودمختاری و خودتنظیمی کودک می باشند.

دید مثبت به کودک

کلید مراقبت خوب از کودک، حساسیت و پاسخگویی هیجانی به ابتکار عمل‌های کودک است. این به کودک کمک می‌کند که انتظارات و اعتماد را شکل دهد، فعالیت داشته باشد و با انسان‌ها ارتباط برقرار کند. همچنین به منظور مراقبت خوب از کودک، مراقبین باید از ویژگی‌های مثبت کودک آگاه باشند چرا که پس از آن حساسیت و همدلی با نیازهای کودک برای آن‌ها راحت‌تر خواهد بود. اگر مراقب، دید مثبت نسبت به کودک خود نداشته باشد و یا تحت تأثیر افکار و انتظارات و مشکلات درون روانی خود، کودکش را قضاوت کند، نمی تواند در سایر متغیرهای تعامل والد-کودک نیز خوب عمل کند و اثرات سوء بر شکل گیری شخصیت و اعتماد به نفس کودک خواهد گذاشت.

تماس بدنی

یکی از مهمترین عامل ها در پیوند میان والد- کودک، تماس بدنی است. همان گونه که اشپیتز (به ضرورت این نیاز اشاره کرده است و فقدان آن را “محرومیت عاطفی” نامیده است، تماس بدنی برای رشد تواناییهای بدنی، مهارتهای زبانی و شناختی و شایستگیهای هیجانی اجتماعی بسیار ضروری است. تماس بدنی کودک نه تنها اثرات کوتاه مدت رشدی در نوزادی و کودکی اولیه دارد، بلکه اثراتی بلندمدت بر سالهای آتی زندگی نیز برجای می گذارد. وقتی والدین وقت کافی برای تماس بدنی کودک می گذارند، رشد اجتماعی، هیجانی و منطقی کودک را تقویت می کنند. کودکانی که نیاز تماس بدنی شان به خوبی از سوی والدین پاسخ می گیرد، به احتمال کمتری نسبت به سایرین پرخاشگری، اضطراب و درماندگی هیجانی را هم در کودکی و هم در بزرگسالی تجربه می کنند. همچنین کمبود تماس بدنی در کودکی، تأخیر و کندی در رشد شناختی، اعمال خصمانه و بی قراری در کودکی و بزرگسالی را رقم خواهد زد.

سایر متغیرها

سازمان جهانی بهداشت هشت معیار کلی برای برقراری تعامل مثبت بین مادر و کودک معرفی کرده است، که این معیارها عبارتند از:

  • ابراز عشق به کودک: حتی اگر کودک نتواند آنچه را که مادر می گوید متوجه شود، می تواند جلوه های هیجانی عشق، طرد، لذت و غم مراقب را درک کند. بنابراین برای ارتباطی مؤثرتر، والد با زبان خود و یا به طور غیرکلامی همانند در آغوش گرفتن کودک می تواند احساساتش را به کودک نشان دهد.
  • پیروی کردن از کودک: مادر باید به این نکته توجه داشته باشد که به خواهشها و زبان غیر کلامی کودک توجه نشان دهد و سعی کند تا با او انطباق یابد و از تقدم کودک پیروی کند.
  • صحبت و گفتگو با کودک: حتی به مدت کوتاهی پس از تولد امکان گفتگو از طریق چشمی، لبخند و تبادل ژستها با کودک وجود دارد. وقتی مادر تفسیر مثبت و در نهایت واکنش مناسبی از آنچه که کودک انجام می دهد را داشته باشد کودک با هیجان به او پاسخ می دهد.
  • تشویق کودک به خاطر کاری که موفق به انجام آن شده است: برای رشد اعتماد به نفس و انگیزه در کودک، مراقب باید به او احساس ارزشمند بودن بدهد. عبارات مثبت و تحسین برای کارهایی که کودک از عهده ی  آن برمی آید، در پیشگیری از انجام رفتارهای نادرست مؤثر هستند. همچنین به این ترتیب مراقب میتواند اعمال کودک را هدایت و تسهیل کند.
  • شریک ساختن کودک در تجارب خود: مادر می تواند به کودک نشان دهد که به چیزی علاقمند است و کودک را در تجربه ی خود سهیم کند. همچنین با کودک در مورد ماهیت و چیستی آنها سخن بگوید. به طور مثال میتواند به کودک بگوید: به این نگاه کن، این یک فنجان است.
  • معنا دادن به دنیای اطراف کودک: نامیدن و توصیف آنچه که مراقب و کودک با هم تجربه میکنند. کودک با راهنمایی مادر می تواند معانی تجارب مختلف را با ابزارهای کلامی و هیجانی درک کند. به طور مثال: اینجا رو نگاه کن، این چیست؟ این یک فنجانه، این فنجان قرمز، بزرگ و سنگینه و مال پدربزرگه.
  • گسترش تجارب کودک: علاوه بر اینکه مادر می تواند به کودک کمک کند تا انواع اطلاعاتی را که از جهان پیرامون کسب می کند را معنا دهد، میتواند برای ایجاد معنای گسترده تر تجارب او را با تجارب گذشته پیوند دهد. مادر می تواند این کار را با گفتن داستانهای مرتبط یا توضیحات و جزییات بیشتر انجام دهد. به عنوان مثال: نگاه کن به اینجا، چند تا فنجان وجود دارد؟ یکی؛ رنگ فنجان چیه؟ قرمز؛ میدونی که دیگه چی قرمزه؟ بله توت فرنگی ها قرمز هستند. آیا ما توت فرنگی در باغچه مان داریم؟
  • آموزش قوانین و محدودیتها به کودک: در هر تعاملی، مادر باید به کودک کمک کند تا قدم به قدم، فعالیتی را برنامه ریزی کند و یا توضیح دهد که چرا برای برخی کارها اجازه دارد ولی برای برخی دیگر اینطور نیست. به جای ممانعت همیشگی و گفتن نه بهتر است که مراقب از جایگزینهای مثبت استفاده کند.

مؤلفه هایی چون فراهم کردن فرصت اکتشاف و تحرک برای کودک، حرف زدن با کودک و تعریف از کارهای او، ایفای نقش الگوی خوب، بیان احساسات در روابط، خوب گوش دادن به کودک، توصیف اعمال و احساسات کودک، تشویق و تحسین کودک و تقویت رفتارهای مناسب او، و پذیرش کودک و رسیدگی به او را نیز می توان به عنوان مؤلفه های بهینه ی والدگری برشمرد.

نویسنده: دکتر لیلا سلیمانی نیا؛ روان درمانگر تحلیلی

دیدگاهتان را بنویسید