ایگو (خود) و اید (نهاد) چیستند؟

در هر انسان یک سازمان روانی موجود است. این سازمان در میان قوه ادراک و تأثرات حسی است که به وسیله نیازمندی های بدنی احساس می شود، و دیگری نیروی محرکه اوست. این سازمان روانی که خود جزئی از دستگاه روانی است، با هدف معینی میان ادراکات و نیروی تحریک (محرکه) میانجی گری می کند. سازمان روانی را “خود” یا همان  Egoانسان می نامیم. کاربرد این لفظ “خود” چیز تازه ایی نیست. هر یک از ما، خواه فیلسوف و خواه فرد عامی، این لفظ را به موقع خود به کار می بریم.

به غیر از “خود”، ما عامل روانی دیگری نیز در انسان می شناسیم که وسیعتر و در عین حال مبهم تر از آنست. این عامل را “او” و یا “نهاد” یا همان Id می نامیم. این “او” به نحوی کاملا طبیعی در سخنان عادی روزمره مردم به گوش می خورد. مثلاً یکی می گوید: “آرامم نگذاشت” و یا “آن خیال برایم سنگین بود” و یا “در برابر او (خیال) تاب مقاومت نداشتم” یا “قویتر از من بود نتوانستم خود را اداره کنم”.

و اما رابطه این دو چگونه است؟

برای تشریح رابطه “خود” و “نهاد” می توانید به عنوان مثال “خود” را به منزله سردر یک بنا فرض کنید که آن بنا “نهاد” است. به زبان ساده “خود” را می توان پوسته خارجی “نهاد” فرض کرد.

زمانی که از بیرون نگاه می کنیم، “خود” در حقیقت پوسته رویی است و “نهاد” چیزی است وسیع تر و عمیق تر. “خود” با این توصیف بین واقعیت زندگی و “نهاد”  (که در حقیقت منشأ روح است) جای دارد.

در “نهاد” چنگ و چدالی وجود ندارد.  تناقضات و تضادها در کنار هم قرار دارند و غالبا بوسیله ایجاد سازش، اختلاقات حل و رفع می شوند. اما در “خود” چنین چیزی نیست. “خود” در حالتی مشابه حالت “نهاد” احساس وجود، کشمکش و جدالی در خود می کندکه می بایستی بر روی آنها تصمیم قطعی بگیرد و این تصمیم بدین ترتیب اتخاذ میشود که یک انگیزه فدای انگیزه دیگری می گردد.

غریزه یا نیازمندی بدنی چیست؟

شیلر Schiller  میگوید “گرسنگی و عشق است که چرخهای جهان را می گرداند.” ما این دو نیرو را تا زمانی که مانند محرکی برای دستگاه روانی کار می کنند، نیازمندیهای بدنی می نامیم. به زبان دیگر اینها “غریزه” هستند. “نهاد” از این دو غریزه پر شده است. و بطور خلاصه می توان گفت که تمام نیروی “نهاد” از این دو غریزه سرچشمه می گیرند. از طرفی نیروهای موجود در “خود” نیز منشأ دیگری غیر از اینها ندارند و تمامشان از نیروهای “نهاد” مشتق می شوند.

این غرائز چه می خواهند؟ می خواهند ارضاء شوند. ارضاء یعنی ایجاد وضعی که بر اثر آن، نیارمندی های بدنی امکان خاموشی و استهلاک پیدا می کنند. و این هنگامی است که هیجان ایجاد شده بر اثر نیازمندی ها، کاهش یافته و ضمیر آگاه ما، حالت لذت بخشی را احساس می کند. از سوی دیگر به محض اینکه هیجان مزبور افزایش می یابد، شخص احساس ناراحتی می کند.

بر اثر کم و زیاد شدن این هیجانات، یک رشته احساس لذت و رنج به وجود می آید که دستگاه روانی تمام فعالیت خویش را در سایه این حالات تنظیم می کند و این فعالیت خود “اصل طلب لذت” نامیده می شود.

اگر غزایز ارضاء نشوند چه میشود؟

اگر غرایز “نهاد” ارضاء نشوند، دنیا در نظر فرد، غیر قابل تحمل می شود. تجربه نشان می دهد که وضع و زمان ارضاء فقط با کمک دنیای خارج ممکن است ایجاد شود. هنگامی که این اصل مسلم شد، آن قسمت از “نهاد” که به سوی دنیای خارج گرائیده – یعنی “خود” – آغاز فعالیت می کند. گرچه نیروهای غریزی “نهاد” فعالیت و پیشروی را فراهم می کنند، ولی این “خود” است که هدایت و تنظیم این نیروها را به عهده دارد و بدون آن به هیچ هدفی نمی تواند دست یابد.

غرایز موجود در “نهاد” بی اعتنا و بی توجه به تمام چیزهای دیگر، برای ارضاء آنی پا فشاری می کنند و با داشتن چنین هدف و رویه، یا شکست می خورند و یا زیانهایی به بار می آورند. وظیفه ” خود” است که مانع بروز این زیانها گردد. خود در واقع مابین بلند پروازی و خودسری “نهاد” از یک سو و ممانعت و مقررات دنیای خارج از سوی دیگر، میانجی شود.

“خود” فعالیت خویش را در دو جهت به کار می اندازد. ازیک جهت با کمک عامل ادراک خویش (سازمان هشیاری و آگاهی وجود)، در دنیای خارج مطالعه می کند تا متناسب ترین فرصت را برای ارضاء بی زیان و بی خطر، به چنگ آورد.

از سوی دیگر، “نهاد” را تحت نفوذ قرار می دهد و شور و هیجان آن را زنجیر می کند و بدین ترتیب غرایز را وادار می سازد تا ارضاء خویش را به تعویق اندازند. حتی در پاره ایی از موارد که لازم بداند، آنها را مجبور می کند که اصولا نحوه ارضاء را تغییر دهند و یا در ازای پاداش نیکوتری، از آنها صرفنظر کنند.

اگر “خود” بتواند به رشد کامل خویش برسد، یعنی بتواند آنگونه که لازم است سازمانش را تنظیم کند و به تمام قسمتهای “نهاد” راه یابد و نفوذ خویش را بر آن استوار سازد، این تسلط با موفقیت صورت می گیرد. مهم است بدانید که بین “خود” و “نهاد” دشمنی و اختلاف ذاتی وجود ندارد. این دو از آن یکدیگرند و می توان گفت در وضعیت یک شخص سالم، عملا انشعابی بین آنها نیست.

نظر و عقیده روانکاوی در مورد بروز بیماری عصبی چیست؟

گاهی “خود” کوشش می کند که نیروها و قسمتهای مشخصی از “نهاد” را به وسیله شیوه نامناسبی، پایمال کند و این کوشش به جایی نمی رسد. از طرفی، “نهاد” در این مبارزه انتقام می گیرد.    نتیجه این زد و خورد بین “خود” و “نهاد”، “بیماری عصبی” را تشکیل میدهد. سرانجام “خود” پیروز این مبارزه می شود زیرا در تمام این مدت، کوشش می کند که سازش و تطابق خویش را با دنیای خارج حفظ کند.اینجا کشمکش اصلی بین دنیای خارج و “نهاد” است. صفت بارز “نهاد” لجاجت و سرسختی کورکورانه است.

اما خوب توجه کنید که آن چیزی که باعث بروز بیماری می شود، وقوع این کشمکش نیست، زیرا چنین برخوردی بین دنیای خارج و “نهاد” اجتناب ناپذیر است و وظیفه همیشگی “خود” است که بین آن دو میانجی شود. آصلی که باعث بروز بیماری می شود، آن است که “خود” برای از بین بردن این اختلاف، شیوه سرکوب نارسا و نامناسبی به کار برده است. این اصل نیز به نوبه خویش از حقیقت دیگری ناشی می شود. بدین معنی که زمانی که این وظیفه خطیر (سرکوبی و ضبط) به “خود” محول گردیده، وی رشد کافی نداشته و ناتوان بوده است. سرکوبی های قاطع و جدی همه در اوان کودکی صورت می گیرند.

درمان روانکاوی چیست؟

در درمان روانکاوی، ما می خواهیم “خود” را تقویت کرده، به حال اول برگردانیم. آن را از قیود و محدودیتها آزاد می کنیم و تسلط سابق  او را بر “نهاد” یعنی تسلطی که در نتیجه سرکوبیهای اولیه از دست داده است به وی باز پس می دهیم. این تنها هدف روانکاوی است. از آنجایی که این سرکوبی ها متعلق به نخستین سالهای زندگی هستند، کار روانکاوی، ما را به همان دوره باز می گرداند. این سرکوبیها، بیشترشان فراموش شده اند و در روانکاوی آنها  در حافظه بیمار دوباره زنده می شوند.

 

برگرفته از کتاب روانکاوی به زبان ساده – زیگموند فروید

 

اگر در زمینه خودآگاهی و شناخت بهتر خود علاقمند به کسب اطلاعات بیشتر هستید، می توانید با جستجو در سایت فراتاک و انتخاب درمانگری که در این زمینه تخصص و سابقه درمان کافی دارد، به صورت آنلاین  مشورت یا درمان دریافت نمایید.

به اشتراک بگذارید:

Facebook
Twitter
LinkedIn
Email
Print
Telegram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. می‌توانید از نام دلخواه استفاده کنید.

مقالات مشابه

مکانیزم های دفاعی

مکانیزم های دفاعی مکانیزم های دفاعی چیستند؟ اگر بخواهیم بطور عامیانه مطرح کنیم، بسیاری از قوانین اجتماعی و اخلاقی و همچنین بسیاری از عوامل درونی

مهارت مدیریت هیجانات

مهارت مدیریت هیجانات مهارت مدیریت هیجان از جمله مهترین مهارتهاست که باید بیاموزیم. شادی، اندوه، خشم، ترس، تعجب و انزجار حالتهای عاطفی هستند که همه

مهارت تفکر انتقادی

مهارت تفکر انتقادی   هرلحظه از شبانه روز ما درمعرض اطلاعات مختلف قرار می گیریم. برای حیوانات و انسان نخستین برخی اطلاعات دست اول بودند.

مهارت مدیریت استرس

مهارت مدیریت استرس مهارت مدیریت استرس یکی از گامهای مهم در آموزش است. استرس می تواند آسیبهای جدی به حوزه های مختلف زندگی افراد وارد

0
    لیست انتخاب‌های شما

    فراتاک برای تسهیل ارائه خدمات برای هموطنان عزیز داخل ایران امکان پرداخت ریالی ایجاد کرده است. برای استفاده از خدمات لطفا فرم زیر را پر کنید تا در اسرع وقت با شما تماس گرفته شود.