مهارت تفکر انتقادی

 

هرلحظه از شبانه روز ما درمعرض اطلاعات مختلف قرار می گیریم. برای حیوانات و انسان نخستین برخی اطلاعات دست اول بودند. چیزهایی که فرد می بیند، می شنود، لمس می کند، می چشد و بو می کند. با ظهور زبان در بین انسانها، نوع دیگری از اطلاعات ( دست دوم) پدید آمد. آنچه که امروزه با آنها روبرو هستیم، غالباً از این دسته اطلاعات هستند. کمی به اطلاعاتی که روزانه دریافت می کنید، فکر کنید.اطلاعات والدین یا دوستان تان، چیزی که در مدرسه به شما آموزش داده می شود و یا آنچه که در تلویزیون، روزنامه ها و مجلات میبینید، اطلاعات دست دوم هستند.

بدون شک می توان گفت که اغلب این اطلاعات که امروزه با آنها روبرو هستیم درحال ارائه اصول یا موضوعاتی هستند که از ما می خواهند با آنها هم عقیده شده و آنها را بپذیریم. ما در دورانی زندگی می کنیم که وجه مشخصه آن تلاش در متقاعدسازی همگانی است. هر بار که رادیو یا تلویزیون را روشن می کنیم و یا کتاب یا مجله ای را می گشاییم، درمعرض بمباران اطلاعاتی قرار می گیریم. این اطلاعات سعی دارند ما را متقاعد سازند تا فرآورده های آنها را خریداری کنیم و یا به نامزد انتخاباتی یا حزب سیاسی خاصی رأی بدهیم یا ایده و اصول مختلف مطرح شده را بپذیریم. حتی زمانی که با دوست، همسر، والدین، راننده تاکسی و … نیز تعامل می کنیم همواره با مسائلی روبرو می شویم که از ما خواسته می شود برداشت آنها را از آنچه درست، واقعی و یا زیبا است، بپذیریم.

اما آیا پذیرش بی چون و چرای اطلاعاتی که دریافت می کنیم، از ما انسانی بی اراده و عاری از نیروی تفکر یا عقل سلیم نمی سازد؟

چنین فردی تسلیم محض محیط است. او همواره بر اساس اصول دیگران و برپایه خواست محیط زندگی می کند. همچنین او قادر نیست تا از زندگی آن گونه که خودش می خواهد لذت ببرد. مهارت تفکر انتقادی این امکان را برای ما فراهم می آورد که

بتوانیم بهترین نتیجه را استنباط کرده و براساس آن عمل نماییم.

با داشتن این مهارت، اطلاعات و دیدگاههای موجود راجع به مسائل مختلف را دریافت می کنیم. این مهارت به ما می آمورد که سوگیری های شخصی یا باورها و ارزش های نادرست احتمالی مان، را کنار بگذاریم و تصمیم درست بگیریم.

تفکر انتقادی چیست؟

تفکر انتقادی عبارت است از توانایی تفکر مستقل و تأملی، و فکر کردن به شیوه ای روشن و منطقی. داشتن تفکر انتقادی به معنای مجادله یا انتقاد نسبت به دیگران نیست. بلکه نوعی مهارت است که می تواند در افشاء سفسطه ها و استدلال های نادرست بکار گرفته شود، به علاوه نقش مهمی در استدلال و تکالیف سازنده بازی می کند. تفکر انتقادی به ما کمک می کند تا به کسب دانش بپردازیم، نظریه های خود را بهبود ببخشیم و به استدلال های قوی دست یابیم. همچنین می توان از آن برای پیشبرد فرایند کاری و ارتقاء نهادهای اجتماعی استفاده نمود.

فردی که از مهارت تفکر انتقادی برخوردار است قادر خواهد بود تا:

  • پیوندهای منطقی بین ایده های مختلف را درک کند؛
  • استدلال های مختلف را شناسایی، سازماندهی و ارزیابی نماید؛
  • ناهمسانی ها و اشتباهات معمول در استدلال ها را کشف کند؛
  • مشکلات را به طور سیستمیک حل کند؛
  • تناسب و اهمیت ایده ها را دریابد؛
  • روی توجیه و دلائل منطقی باورها و ارزش های شخصی اش تأمل کند.

تفکر انتقادی عبارت است از بررسی و آزمایش موضوعاتی که برای پذیرش ارائه می شوند، به منظور کشف اینکه آیا آنها منطبق با واقعیت هستند یا خیر. این استعداد علاوه بر آنکه ذاتاً در انسان وجود دارد، نیازمند آموزش و پرورش است.

اهمیت مهارت تفکر انتقادی:

تفکر انتقادی بسیار مهم است چراکه فرد را قادر می سازد تا اطلاعات دریافتی را ارزیابی نموده و خطرات عمل برپایه یک فرض غلط را به حداقل برساند. فقدان این استعداد ذهنی می تواند باعث صدمه، مسمومیت، عدم پذیرش و یا خرابکاری هایی شود که ممکن است فرد را با خطرات مهلکی روبرو سازد. همه افراد به طور ذاتی از این استعداد برخوردارند، اما آنچه که به عنوان یک مهارت زندگی از آن یاد می شود، فراتر از شیوه معمول تفکر انتقادی که انسان را از خطرات مصون می دارد، می باشد.

تفکر انتقادی در این مفهوم، عبارت است از یک فرایند ذهنی تحلیل یا ارزیابی اطلاعات، به ویژه بیانات یا موضوعاتی که افراد به عنوان یک اصل ارائه می کنند. تفکر انتقادی فرایندی است شامل: تأمل روی معنای عبارات، بررسی شواهد و استدلال های ارائه شده، و قضاوت راجع به واقعیتها. افرادی که تفکر انتقادی دارند می توانند این اطلاعات را از طریق مشاهده، تجربه، استدلال، و تعامل با دیگران جمع آوری کنند. اساس تفکر انتقادی را ارزش های عقلانی تشکیل می دهند، از جمله: تیزبینی، صحت، دقت، مدلل بودن، تمامیت و بی طرفی.

به نوعی می توان گفت تفکر انتقادی در کنار شیوه تفکر خلاق، پیش نیاز سایر مهارتهای زندگی ازجمله حل مسأله، تصمیم گیری، ارتباط مؤثر و روابط سازنده را تشکیل می دهد. فردی که توانایی تفکر انتقادی نداشته باشد نمی تواند راه حل های متعدد برای مسائل را ارزیابی و بهترین شیوه را انتخاب کند و لذا با شکست های متعدد روبرو خواهد شد. درواقع تفاوت تفکر انتقادی و تفکر خلاق نیز در این است که تفکر خلاق منجر به نوآوری و خلق ایده های جدید می گردد، درحالیکه تفکر انتقادی فرد را قادر می سازد تا ایده ها و راه حل های موجود را ارزیابی کرده و بهترین آنها را انتخاب کند.

از دیگر موارد اهمیت تفکر انتقادی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
  • تفکر انتقادی یک مهارت تفکر عمومی است. توانایی تفکر به شیوه ای روشن و منطقی برای هرگونه انتخابی که پیش رو دارید، ضروری و حائز اهمیت است. اگر شما در یکی از حوزه های آموزشی، پژوهشی، مالی، مدیریت و یا قانون مشغول به کار هستید می دانید که داشتن تفکر انتقادی لازمه موفقیت شما در کارتان است. اما این نوع تفکر صرفاً به حوزه های کاری خاصی محدود نمی شود و توانایی خوب فکر کردن و حل مشکلات، مهارتی است که برای همه افراد با هرگونه خط مشی یا حرفه ای که داشته باشند، مفید و لازم می باشد.
  •  مهارتهای زبانی و ارائه با تفکر انتقادی افزایش می یابد. تفکر روشن و سیستماتیک می تواند نحوه ابراز عقاید را در ما بهبود ببخشد. در مدل تفکر انتقادی همچنین با یادگیری چگونگی تحلیل ساختار منطقی موضوعات، توانایی فهم و قوه ادارک را در افراد افزایش می دهد.
  • اندیشه یا تفکر انتقادی، خلاقیت را ارتقاء می بخشد. خلاقیت صرفاً موضوعی نیست که با ایجاد ایده ایی نو ظهور یابد، یعنی تنها تولید راه حل های تازه شرط کافی برای خلاقیت نیست. بلکه فرد خلاق کسی است که بتواند ایده های جدیدی خلق کند که مفید بوده و متناسب با تکلیف حاضر باشند. چنین تفکری نقشی بسیار مهم در ارزیابی مفید بودن و میزان تناسب ایده های جدید، انتخاب بهترین آنها و اصلاح آنها درصورت لزوم بازی می کند.
  •  برای تأمل و خوداندیشی، تفکر انتقادی ضروری است. به منظور داشتن معنا در زندگی و سازماندهی زندگی مان بر طبق آن، ما نیازمند توجیه و تأمل روی ارزش ها، باورها و تصمیمات مان هستیم؛ که تفکر انتقادی ابزار این فرایند خودسنجی را برای ما فراهم می سازد.

شکل گیری مهارت تفکر انتقادی

باوجودی که اغلب افراد با این موضوع که تفکر انتقادی یک مهارت فکری مهم است موافق هستند، اما اکثر آنها نمی دانند که چگونه می توانند این مهارت را در خودشان ایجاد یا بهبود ببخشند. یک علت آن این است که تفکر انتقادی یک مهارت فوق تفکر است و نیازمند تأمل دقیق روی اصول صحیح استدلال و بکارگیری یک تلاش آگاهانه برای درونی سازی آنها و اجرای آنها در زندگی روزمره می باشد. همان گونه که مشهود است این کار آسان نیست و تقریباً به یک دوره طولانی تمرین و ممارست نیاز دارد.

استعداد ذاتی افراد برای استدلال متفاوت است. روانشناسان همچنین کشف کرده اند که سوگیری های پایدار یا سفسطه هایی در استدلال های بشر وجود دارد. کسب دانش صریح راجع به این قیود شناختی و اصول صحیح استدلال می تواند به ما کمک کند تا مهارت تفکر انتقادی خود را تا ندازه ای بهبود بخشیم.

با این وجود، تنها آگاهی از اصولی که استدلال خوب و بد را متمایز می سازند، کافی نیست. به عنوان مثال شخص ممکن است درک کاملی از اصول بازی تنیس داشته باشد، اما هنوز در اجرا و بکار بستن این اصول در بازی واقعی شکست بخورد. به طور مشابه، لازمه تفکر انتقادی نیز رشد توانایی درونی سازی اصول استدلال بهینه، و کسب آمادگی اجرای این اصول در زندگی روزمره می باشد. اشکال عمده دوره های آموزش تفکر انتقادی نیز آن است که اغلب تنها به ارائه نظری اصول استدلال می پردازند و از پشتوانه عملی برای چگونگی اجرای این اصول در موضوعات واقعی برخوردار نیستند.

کسب دانش و تمرین برای کسب مهارت تفکر انتقادی تنها زمانی به نتیجه خواهد رسید که فرد از نگرش مثبت و انگیزش کافی برای یادگیری این مهارت برخوردار باشد.

نگرش هایی که موانعی برای رسیدن به تفکر انتقادی به حساب می آیند:
  • من بیشتر ترجیح می دهم دیگران به من بگویند چه کاری بکنم و چگونه انجام دهم، تا اینکه خودم بخواهم به آن برسم؛
  • من همان کاری را انجام می دهم که به نظرم خوب است. دوست ندارم راجع به تصمیماتم خیلی فکر کنم؛
  • من معمولاً اشتباهاتی را که مرتکب شده ام، مرور نمی کنم؛
  • از اینکه خودم بدنبال کشف چیزی باشم، متنفرم؛
  • از افرادی که مسائل را مبهم می گذارند و به جای اینکه پاسخ آن را بگویند، آن را به بحث می کشانند، خوشم نمی آید؛
  • دوست ندارم مورد انتقاد واقع شوم؛
  • اگر خودم با چیزی موافق باشم، برایم مهم نیست که چرا دیگران با من موفق نیستند.

برای تقویت تفکر انتقادی، تأمل روی دلایل باورها و اعمال از اهمیت بسزایی برخوردار است. ما باید اشتیاق زیادی برای درگیر شدن در مذاکرات، اشتباه کردن احتمالی، تغییر عادات بد قبلی، و پرداختن به پیچیدگی های زبانشناختی و مفاهیم انتزاعی داشته باشیم.

مؤلفه های مهارت تفکر انتقادی

تفکر انتقادی را می توان دربرگیرنده دو جنبه زیر دانست:

  • مجموعه ای از مهارتهای شناختی شامل تحلیل، ترکیب، تفسیر، توصیف، ارزیابی، تعمیم، استنباط، روشنگری، مقایسه و تشخیص استدلال های غلط.
  • توانایی و تعهد فکری برای بکارگیری این مهارتها در هدایت رفتار.

تفکر انتقادی، صرفاً جمع آوری اطلاعات نیست. فردی که حافظه خوبی دارد و از دانش بسیاری نیز برخوردار است لزوماً نمی تواند دارای تفکر انتقادی نیز باشد. کسی که این مهارت را دارد قادر است براساس دانشی که دارد پیامدها را استباط کند، و می داند که چطور از اطلاعاتش برای حل مشکلات استفاده کند و چگونه به جستجوی منابع اطلاعاتی مناسب بپردازد.

برای تبدیل شدن به فردی با تفکر انتقادی، در ابتدا باید تا آنجا که ممکن است درباره همه چیز به جمع آوری اطلاعات پرداخت تا صرفاً به یک حوزه اختصاصی یا موضوعات خاص محدود نشویم. این مسأله مهم است چون نداشتن دامنه اطلاعاتی وسیع و یا بدتر از آن نداشتن قوه قضاوت صحیح، دیدگاه ما را در حین تحلیل موضوعات یا موقعیت های مختلف محدود می سازد، به ویژه در مورد موضوعاتی که دامنه وسیعی از مسائل را دربرمی گیرند، و لذا ما ممکن است به نتیجه گیری یا استنباطی ضعیف و ناپخته دست یابیم.

باوجودی که آگاهی هرچه بیشتر راجع به یک مسأله خاص، بد نیست اما اطلاعات جزئی در قضاوت راجع به موضوعات دیگر که محتوای متفاوتی دارند، کاملاً بی فایده و بلااستفاده خواهد بود. بنابراین به جای اینکه با پرداختن بیش از حد به جزئیات هر موضوع، زمان و نیروی فکر خود را بیهوده صرف کنید، سعی کنید با بررسی اصول کلی موضوعات مختلف، به دامنه اطلاعات خود بیفزایید.

فرایند تفکر انتقادی را می توان به ترتیب زیر درنظرگرفت:
  • گردآوری نظرات راجع به همه جنبه های وابسته به یک مسأله و همچنین استدلال های منطقی که هریک را پشتیبانی می کند؛
  • شکستن استدلال ها به موضوعات تشکیل دهنده آنها و استخراج تلویحات اضافی از این موضوعات؛
  • بررسی این موضوعات و تلویحات ازنظر تناقضات درونی؛
  • تعیین ادعاهای ضدیت بین استدلال های مختلف و وزن دهی نسبی به این ادعاها:
    • زمانی که ادعاها از حمایت قوی به ویژه زنجیره محکمی از استدلال ها یا منابع جدید متعددی برخوردارند، وزن بیشتری به آنها بدهید؛ و زمانی که ادعاها متناقض هستند، وزن کمتری به آنها بدهید.
    • وزن دهی را براساس میزان ارتباط و تناسب اطلاعات با مسأله اصلی تنظیم کنید.
    • ادعاهای باور نکردنی برای توجیه نیازمند حمایت و پشتوانه کافی هستند؛ درغیراینصورت، باید این ادعاها را در زمان قضاوت نادیده بگیرید.
  • وزن ادعاهای مختلف را ارزیابی کنید.

تفکر انتقادی متضمن آن نیست که فرد حتماً به نتیجه گیری های درست و صحیحی دست می یابد. اولاً فرد ممکن است همه اطلاعات مربوطه را در دست نداشته باشد و درواقع شاید مهمترین اطلاعات از نظر او دورمانده و یا حتی قابل دستیابی نباشند. و دیگر اینکه پیش داوری و سوگیری های شخصی ممکن است مانع از جمع آوری و ارزیابی مؤثر اطلاعات در دسترس گردند.

به منظور کاهش سوگیری های شخصی، می توانید درطول فرایند تفکر انتقادی از مقیاس های مختلفی استفاده کنید:

مثلاً به جای اینکه بپرسید ” چطور این موضوع با عقاید من متناقض است؟”، بپرسید که “خود این موضوع چه معنایی را دربردارد؟

در مراحل اولیه جمع آوری و ارزیابی اطلاعات، شخص باید قضاوت کاملاً بی طرفانه داشته باشد. همانند زمانی که یک فیلم تماشا می کند و یا وقتی یک رمان می خواند. برای این کار باید یک رویکرد ادارکی داشته باشد نه یک رویکرد قضاوتی. یعنی هرآنچه را که توسط قوای ادراکی اش درک می کند، بدون تغییر یا اعمال نظر شخصی جزو اطلاعات جمع آوری شده راجع به موضوع درنظر بگیرد. (درواقع، رویکرد قضاوتی تنها باید در مرحله آخر تفکر انتقادی و برای ارزیابی استدلال ها مورد استفاده قرا گیرد).

افراد باید از احتمال اشتباهات شخصی شان آگاه باشند، ازطریق:
  • پذیرش اینکه هر فردی از سوگیری های ناهشیار برخوردار است و به تبع آن ممکن است هرگونه رأی انعکاسی را مورد تردید قرار دهد؛
  • اتخاذ یک جایگاه خارج از منیت و همراه با فروتنی و تواضع
  • تغییر باورهای قبلی که فرد قویاً آنها را حفظ کرده بوده اما اکنون رد شده اند؛
  • تشخیص اینکه علیرغم پیشروی بهینه، هنوز ممکن است نقاط کور فراوانی برای فرد وجود داشته باشد.

و سرانجام اینکه فرد می تواند با استفاده از روش سقراطی، یک استدلال را ارزیابی کند. یعنی سؤالاتی بازپاسخ از این قبیل را مطرح کند:

  • منظورت از ……. چیست؟
  • چطور به این نتیجه رسیدی؟
  • چرا فکر می کنی که حق با تو است؟
  • منبع اطلاعات تو چیست؟
  • براساس چه فرضی به این نتیجه گیری رسیده ای؟
  • از کجا بدانم که چیزی که می گویی صحیح است؟

هفت قاعده برای تقویت تفکر انتقادی

تفکر انتقادی، یک مهارت نسبی است و هیچکس نمی تواند ادعا کند که آن را به طور کامل فراگرفته و بکار می بندد. همه افراد تقریباً از درجات مختلفی از این مهارت برخوردارند، اما اغلب آنها نمی دانند چگونه این استعداد را در خودشان کشف و شکوفا نمایند. راهبردهایی که در ذیل ارائه شده است که به شما کمک می کند تا بتوانید مهارتهای تفکر ازجمله شیوه تفکر انتقادی را در خودتان بهبود ببخشید:

  • همواره سطح بهینه ای از شک گرایی داشته باشید؛

شک گرایی، داشتن این باور است که دانش و بصیرت، سخت بدست می آید. شک گرایی در قالب یک نگرش بدین معنا است که فرد معتقد باشد که هر ایده جدیدی که به وی ارائه می شود اشتباه است تا زمانی که شواهد مستدل و معقولی برای صحت آن فراهم آید.

به اطلاعات جدیدی که دریافت می کنید براساس ارزش ظاهری آنها اعتماد نکنید. بلکه قبل از پذیرش، آنها را به دقت بررسی و موشکافی کنید.

این حساسیت به ویژه در مورد ادعاهایی که به نظر قابل تردید می رسند و یا با تجربیات واقعی شما سازگار نیستند، ضروری است. افراد یا گروه هایی هستند که ادعا می کنند می توانند به شما نیروی مافوق بشری را آموزش دهند، شما را به سرعت ثروتمند کنند، یا به شما کمک کنند تا در زمان اندک و بدون هیچ تلاشی چاق یا لاغر شوید. شما باید در این گونه موراد به شدت شک گرا بوده و به آسانی ادعای آنها را نپذیرید؛ بلکه از آنها بخواهید شواهد کافی در حمایت از ادعاهایشان ارائه دهند.

  • بدنبال داده های محکم و بنیادی باشید، نه فرضیات، استدلال ها و نتایج؛

داده ها، اطلاعات خام راجع به دنیا هستند. هر گونه استدلال یا نتیجه گیری به داده ها یا اطلاعات خام نیاز دارد. اگر فردی سعی داشته باشد ایده ای را بدون پشتوانه ای از داده های عینی و باورکردنی به شما ارائه دهد، نباید آن را بپذیرید مگر اینکه این قبیل داده ها وجود داشته باشند.

داده هایی بهتر هستند که از عینیت بیشتری برخوردار باشند. مثلاً “رنگ چشم مریم قهوه ای است” یا “فاصله تهران- اصفهان 414 کیلومتر است” داده هایی کاملاً عینی و مسلم هستند. برعکس، داده هایی مثل “مریم واقعاً زیبا است” یا “اعضای این انجمن قابل اطمینان هستند” دربرگیرنده موضوعاتی هستند که نوعی قضاوت ارزشی را دربردارند و ممکن است همه با آنها موافق نباشند. داده ها قبل از اینکه به عنوان یک اصل معتبر درنظر گرفته شوند، باید توسط بیش از یک منبع غیروابسته تأیید شده باشند.

  • تا زمانی که داده و اطلاعات کافی در دسترس ندارید، هیچ نتیجه ای نگیرید؛

چیزهای زیادی در دنیا وجود دارند که ما نمی توانیم به سادگی آنها را تأیید کنیم. در مواردی که داده کافی برای نتیجه گیری وجود نداشته باشد، تنها پاسخ قابل قبول “نمی دانم” است.

پذیرش این موضوع برای اغلب افراد بسیار دشوار است. به نظر می رسد که طبیعت انسان بر این باور است که دادن هرگونه پاسخی بهتر از پاسخ ندادن است. اما این تنها نگرشی ساده لوحانه و نادرست است. نتیجه گیری یا اظهارنظر راجع به چیزی که اطلاع کافی در آن زمینه ندارید هم خودتان را گمراه می کند و هم دیگران را نسبت به ایده ها و استدلال های شما نامطمئن می سازد.

  • در جستجوی فرض ها و اصلاح آنها باشید؛

فرض ها، داده هایی هستند که زیربنای استدلال هایی که روشن و صریح نیستند را تشکیل می دهند. هر استدلالی در ابتدا برپایه فرض ها گذارده می شود، چراکه بشر از دانستن همه چیز ناتوان است.

حتی استدلال هایی که توسط دانشمندان نیز ارائه می شوند، برمبنای فرض هایی مطرح می گردند که اثبات نشدنی اند. اکثر حقایق علمی به وسیله آزمایش مورد تحقیق قرا می گیرند، اما بدیهی است که هیچ آزمایشی کامل و بی عیب نخواهد بود. علیرغم زمان بسیاری که برای آزمودن یک فرضیه صرف می کنید، نمی توانید آن را در همه شرایط بیازمایید. در نهایت باید فرض کنید که تنها به این دلیل که فرضیه شما در برخی شرایط خاص صحیح است، پس در سایر شرایط نیز صادق خواهد بود. دانشمندان همچنین فرض می کنند که آینده نیز همانند گذشته جریان خواهد داشت. مثلا “چون نیروی جاذبه زمین از زمان کشف آن تا کنون به این شیوه بوده است پس در آینده نیز همینطور خواهد بود.

قبل از پذیرش هر استدلالی، باید بدنبال کشف فرض های زیربنایی آن باشید تا آنها را از نظر اعتبار و موثق بودن بررسی کنید. مثال زیرنمونه ای از روش بررسی این فرض ها ست:

الف-  “یک روز، وسائل ماشینی ما آنقدر هوشمند می شوند که تصمیم می گیرند ما را بکشند”

  • “چرا باید ماشین ها بخواهند عمداً ما را از بین ببرند؟”

الف-  “و آنوقت آنها می توانند دنیا را بدون دخالت ما اداره کنند”

ب-   “چرا باید ماشین ها بخواهند دنیا را ادراه کنند؛ انگیزه آنها چه خواهد بود؟

الف-   “و درآنصورت آنها هرگز خاموش نخواهند شد”

ب-   “اگر ما امروز ماشین ها را خاموش کنیم، به نظر نمی رسد که تهدیدی برای ما به حساب بیایند و لازم باشد که از آنها بترسیم. چه چیز باعث شده که تو اینطوری فکر کنی؟”

  • از موقعیت هایی که ممکن است نتیجه شما غلط از آب درآید، غافل نشوید؛

همانطور که پس از گرفتن یک نتیجه خاص، بدنبال موارد و موقعیت هایی هستید که با نتیجه گیری شما جور باشد، باید درجستجوی موقعیت هایی نیز برآیید که احتمالاً این نتیجه با آنها ناسازگار باشد. اگر به چنین موقعیت هایی برخورد نکردید، احتمالاً به اندازه کافی برای یافتن آنها سعی نکرده اید.

برای مثال اگر فردی بگوید “همه مردم ایران موسیقی پاپ را دوست دارند”، باید سعی کند نمونه هایی از مردم ایران را بیابد (حتی یک نمونه) که آشکارا اظهار کند که موسیقی پاپ را دوست ندارد یا حتی از آن متنفر است. بدون شک اگر خوب بگردد، به چنین افرادی برخورد خواهد کرد.

هرگاه می پذیرید که چیزی درست است، حتماً از طریق جستجوی افرادی که با آن ایده موافق نیستند، تفکر خود را به چالش بکشانید. نظر آنها را با حفظ بی طرفی کامل بشنوید و آنها را برای آزمون مجدد باورهای خودتان بکار ببندید.

  • تلاش کنید تا بر سوگیری های شخصی تان غلبه نمایید؛

همه افراد از سوگیری ها، ارزش ها و باورهای شخصی برخوردارند که می تواند قضاوت های آنها را تحت تأثیر قرار دهد. شما باید جداً سعی کنید که در حین ارزیابی اطلاعات جدید، تا جایی که ممکن است درونیات خودتان را دخالت ندهید. در برابر ایده ها و داده های جدیدی که دریافت می کنید، از همان ابتدا موضع نگیرید. بلکه نسبت به آنها تواضع داشته و همواره آگاه باشید که غیرممکن است فردی بتواند همه چیز را بداند و همیشه درست بگوید. ما باید اطلاعات را با دیدگاهی بی طرفانه و برپایه ارزش داده ای که به ما می دهند، دریافت کنیم و دنیای دورنی خودمان را وارد آنها نسازیم.

  • در رویارویی با داده های جدید، حاضر باشید که نتایج خود را تغییر دهید؛

جان مینارد کینس (John Maynard Keynes)  اقتصاددان معروفی که به تناقض گویی متهم شده بود، می گوید: “وقتی حقایق عوض می شوند، من ناچارم ذهن خودم را تغییر دهم. شما چکار می کنید؟”

این نگرش، در نوع خود قابل تحسین است. همه ما تصمیم گیرندگان ناکامل و فناپذیری هستیم که تنها براساس پاره ای از داده هایی که واقعاً نیاز داریم، به نتیجه گیری می پردازیم. این واقعیت را بپذیرید که همه ما ایده ها و باورهای زیادی داریم که نادرست هستند. وقتی دنیا به شما ثابت می کند که تا کنون باور غلطی را در ذهن خود پرورانده اید، پذیرا بوده و حاضر باشید تا آن باور غلط را تغییر داده یا اصلاح کنید و از تعصبات خشک و ناروا نسبت به عقایدتان اجتناب کنید.

در مورد سایر مهارتها بیشتر بدانید:  خود آگاهی، حل مسئله، تصمیم گیری، ارتباط موثر، مدیریت استرس، مدیریت هیجانات

 

نویسنده: دکتر لیلا سلیمانی نیا؛ روان درمانگر تحلیلی

مقالهٔ حاضر توسط تیم فراتاک تهیه شده است.

اگر در زمینه تقکر انتقادی علاقمند به کسب اطلاعات بیشتر هستید، می توانید با جستجو در سایت فراتاک و انتخاب درمانگری که در این زمینه تخصص و سابقه درمان کافی دارد، به صورت آنلاین  مشورت یا درمان دریافت نمایید.

به اشتراک بگذارید:

Facebook
Twitter
LinkedIn
Email
Print
Telegram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. می‌توانید از نام دلخواه استفاده کنید.

مقالات مشابه

مکانیزم های دفاعی

مکانیزم های دفاعی مکانیزم های دفاعی چیستند؟ اگر بخواهیم بطور عامیانه مطرح کنیم، بسیاری از قوانین اجتماعی و اخلاقی و همچنین بسیاری از عوامل درونی

مهارت مدیریت هیجانات

مهارت مدیریت هیجانات مهارت مدیریت هیجان از جمله مهترین مهارتهاست که باید بیاموزیم. شادی، اندوه، خشم، ترس، تعجب و انزجار حالتهای عاطفی هستند که همه

مهارت تفکر انتقادی

مهارت تفکر انتقادی   هرلحظه از شبانه روز ما درمعرض اطلاعات مختلف قرار می گیریم. برای حیوانات و انسان نخستین برخی اطلاعات دست اول بودند.

مهارت مدیریت استرس

مهارت مدیریت استرس مهارت مدیریت استرس یکی از گامهای مهم در آموزش است. استرس می تواند آسیبهای جدی به حوزه های مختلف زندگی افراد وارد

اگر شما یا دیگری در شرایط بحرانی قرار دارید به جای استفاده از سرویس فراتاک، با مرکز مداخله در بحران محل خود تماس بگیرید.

کلیه حقوق این سایت محفوظ و در اختیار فراتاک می‌باشد.

0
    لیست انتخاب‌های شما

    فراتاک برای تسهیل ارائه خدمات برای هموطنان عزیز داخل ایران امکان پرداخت ریالی ایجاد کرده است. برای استفاده از خدمات لطفا فرم زیر را پر کنید تا در اسرع وقت با شما تماس گرفته شود.